گاهی تا سخن از خشم به میان میآید، عدهای فوراً سراغ تقسیمبندی میروند. خشمِ چه کسی؟ علیه چه کسی؟ برای چه چیزی؟ و بعد هم حکم صادر میکنند که اگر ما برحقیم، خشم ما هم حق است و اگر دیگری بر باطل است، خشم او نیز باطل. امااین سؤال ساده در میان این همه داوری گم میشودکه از کجا معلوم ما همیشه در جایگاه حق ایستادهایم؟
به گزارش خبرآنلاین روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: آدمی، هرقدر هم خود را محق بداند، معصوم نیست. گروهها و جریانها نیز همینطور. ممکن است جایی حق با ما باشد و جایی دیگر، حقیقت در سوی دیگری ایستاده باشد. خطر از آنجا آغاز میشود که «حق» را ملک شخصی خود بدانیم و هرچه را از خود میپسندیم، حق و هرچه را از دیگری میبینیم، باطل بنامیم.
اما سوی دیگر ماجرا هم روشن است وآن اینکه خشم همیشه حق نیست. گاهی خشم از جایی نادرست برمیخیزد. از عدم شناخت، نفرت، تعصب، شایعه، انتقام یا تصویری تحریفشده از واقعیت. با این همه، ناحق بودن خشم به معنای بیاثر بودن آن نیست. اینجاست که باید میان «حقانیت خشم» و «قدرت خشم» فرق گذاشت.
خشم یک واقعیت اجتماعی است. پیش از آنکه بپرسیم صاحب این خشم محق است یا نه، باید ببینیم این خشم از کجا آمده است. چه رنجی پشت آن قرار دارد؟ چه تجربهای آن را ساخته است؟ چه مقدار از آن در جامعه جمع شده؟ و آیا راهی برای بیان و تخلیه مسالمتآمیز آن وجود دارد؟
یک نارضایتی ممکن است با گفتوگو حل شود. یک اعتراض ممکن است با پاسخگویی آرام بگیرد. اما وقتی نارضایتیهای کوچک و بزرگ روی هم انباشته میشوند، وقتی بیاعتمادی جای اعتماد را میگیرد و وقتی مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود، خشم از یک احساس فردی عبور میکند و به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. هرچه این خشم متراکمتر شود، قدرت تخریبش بیشتر میشود، چه حق باشد و چه ناحق. حتی گاه خشم ناحق خطرناکتر است. چرا؟ چون ممکن است دیگر خود را به هیچ مرزی مقید نداند. انسانِ ملتزم به اخلاق، حتی هنگام خشم، برای رفتار خود حد میشناسد، اما وقتی خشم از اخلاق و قانون جدا شود، فاصله میان اعتراض و انتقام، میان اعتراض و تخریب، بسیار کوتاه میشود.
یک« اما»ی دیگر هم در میان است. باید اعتراض را از خشونت جدا کرد، نارضایتی را از تخریب، و علت اجتماعی را از پیامد امنیتی. هر اعتراضی تهدید نیست و هر خشونتی نیز قابل توجیه با نام اعتراض نیست.
سیاست عاقلانه، سیاستی نیست که فقط بلد باشد خشم دیگران را محکوم کند. سیاست عاقلانه آن است که ریشههای خشم را ببیند و اجازه ندهد نارضایتی به کینه و کینه به ویرانی تبدیل شود. جامعه برای نفس کشیدن، به راههای قانونی و مسالمتآمیز بیان نارضایتی- البته در زمان مناسب- نیاز دارد. اعتماد، پاسخگویی، عدالت، شفافیت و امکان اصلاح، فقط مفاهیم سیاسی نیستند، راههای کاهش تراکم خشمند.
خشم را نمیشود با« حُکم» از میان برد. نمیشود گفت چون این خشم حق نیست، پس نباید وجود داشته باشد. واقعیت اجتماعی با حکم ما تغییر نمیکند. باید آن را دید، شناخت و برایش راهی انسانی و مدنی پیدا کرد.
آخر سخن اینکه خشم را نه باید تقدیس کرد و نه تحقیر، باید فهمید. چون جامعهای که خشم خود را راهی برای شنیدهشدن نیابد، ممکن است روزی ویرانی را به جای گفتوگو بنشاند. و هنر سیاست، پیش از آنکه تعیین کند کدام خشم حق است و کدام باطل، این است که نگذارد خشم آنقدر متراکم شود که جامعه، راه دیگری جز فریاد و ویرانی پیش روی خود نبیند.
17302
کد مطلب 2276403
-
بعضی می گویند چون ما برحق هستیم خشم مان مقدس است/ خشم چه حق باشد چه ناحق، باید پاسخ منطقی به ان داده شود
-
تندروها به پیام رهبری در مورد انسجام ملی توجه نکردند/ نمی توان از مردم انتظار وحدت داشت اما در سطوح بالای حکمرانی اختلاف و جنگ باشد
-
فاطمی: استیضاح وزیر اقتصاد برای استماع حرفهای او است/ نیکبین: موافق استیضاح نیستم/ نصیرپور: رأی اعتماد به وزیر اقتصاد اشتباه بود، استیضاح هم بدتر
-
حمله تند کیهان به یوسف پزشکیان: این میزان طلبکاری از مردم، وقاحت است/ چه صلاحیتی داری که در باره همه چیز اظهارنظر می کنی؟
-
کیهان این بار سراغ ضرغامی رفت : حالا چه وقت انتقاد از گشت ارشاد است!/ فقط حرف نزن، راه حل بده
-
رهبر شهید گفتند جفا در حق شهید لاریجانی را جبران کنید اما نکردند/ لاریجانی می گفت رجال سیاسی کشور را پایین نکشید
-
مشاور پزشکیان از ترمیم کابینه در آغاز سومین سال تشکیل دولت چهاردهم می گوید: این کار تضعیف وفاق نیست؛ گامی به سوی شایسته سالاری است
-
کیهان این بار سراغ ضرغامی رفت : حالا چه وقت انتقاد از گشت ارشاد است!/ فقط حرف نزن، راه حل بده
-
انتقاد روزنامه اصولگرا از کسانی که به بهانه پیروزی های انصارالله یمن به پزشکیان حمله می کنند/ ادبیات ایتایی ، زبان طعنه است
-
حمله تند کیهان به یوسف پزشکیان: این میزان طلبکاری از مردم، وقاحت است/ چه صلاحیتی داری که در باره همه چیز اظهارنظر می کنی؟