نسل بی‌پناه: از کمیابی جوانی تا بیمِ سالمندی

نسل بی‌پناه: از کمیابی جوانی تا بیمِ سالمندی

در واقع، دهه شصتی‌ها پرورش‌دهنده و تربیت‌کنندهٔ «نسل زد و آلفا» شدند و آن‌چه در تحولات پاییز ۱۴۰۱ بروز یافت، جلوه‌ای از همین سبک تربیتی و زیست متفاوتی بود که آن‌ها برای فرزندانشان رقم زدند. چیزی که «زن، زندگی، آزادی» را آفرید و آثارش تا همین امروز از جامعه ایران پاک شدنی نیست. این نسل نه به قاعده نسلی که به شیوه فردی توفیقات فراوانی در علم و تحصیل و … داشته‌اند. امروزه بسیاری را از این نسل می‌توان شناخت و بر تمایز و مهارتهایش اذعان کرد. امروز، بزرگ‌ترین هشدار پیشِ روی ما آیندهٔ این نسل در افق ۱۴۳۰ و بحران پیری است.

گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو استاد دانشگاه در کانال تلگرامی اش مطلبی نوشته راجع به «شوک های اقتصادی و متولدین دهه 60» . توحیدلو معتقد است که نسل دهه ۶۰ با وجود توانمندی بالا، تحصیلات، و ظرفیت ایجاد دگرگونی، به‌دلیل مواجههٔ مداوم با ساختارهای ناکارآمد، تحریم‌ها، رانت و انسداد سیاسی از اثرگذاری بازماند. این نسل با صدمه از شوک‌های اقتصادی و مهاجرت، به حوزهٔ فردی پناه برد و زمینه‌ساز تحولات نسل‌های بعدی شد؛ اکنون نیز در آستانهٔ پیری، با بحران نبود پس‌انداز و ضعف صندوق‌های بازنشستگی روبه‌روست. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

در گفت‌وگویی که به‌تازگی پیرامون پروندهٔ «شوک‌های اقتصادی و متولدین دهه ۶۰» با تجارت فردا داشتم، تلاشم این بود که زیستِ این نسل را فراتر از کلیشه‌های نوستالژیک و از منظر جامعه‌شناسی ساختاری و اقتصادی صورت‌بندی کنم. در این پرونده خانم دکتر شیرین احمدنیا نیز حضور داشته‌اند.

مسئلهٔ بنیادین متولدین دهه شصت نه فقدان عاملیت و توانمندی، بلکه برخورد مداوم آنان با ساختارهای ناکارآمد و ناتوان در پاسخگویی است.این نسل زیست اجتماعی خود را در بستر کمیابی آغاز کرد؛ مدارس چندشیفته و کمبود صندلی دانشگاه‌ها از نخستین نشانه‌های این مواجهه بود.

با این حال، فشار جمعیتی و عطش چشمگیر آن‌ها برای آگاهی، به توسعهٔ نهادهای آموزش عالی، به‌ویژه دانشگاه آزاد، و تغییر سبک زندگی انجامید. شبیه به تجربهٔ «بیبی‌بومرها» در جهان، ورود این نسل پس از جنگ با تحصیلات بالا، مشارکت گسترده و معنادار زنان، اقبال پرشور به مطبوعات فکری، ترجمه و گرایش ویژه به رشته‌های علوم انسانی همراه شد؛ ظرفیتی کم‌نظیر که می‌توانست پیشران دگرگونی‌های ساختاری و توسعهٔ همه‌جانبه باشد، اما زمینه‌های تحقق آن در فضای سیاسی و اقتصادی فراهم نشد.

در بعد اقتصادی، متولدین دهه ۶۰ زمانی به دورهٔ اوج فعالیت و بهره‌وری رسیدند که باید از پنجرهٔ جمعیتی بهره‌مند می‌شدند؛ اما در عمل با تحریم‌ها، بحران‌های پیاپی سیاست خارجی و تنگناهای اقتصادی مواجه شدند. اقتصاد کشور به‌جای تقویت بخش خصوصی مستقل، در سیطرهٔ بنگاه‌های دولتی و خصولتی رانتی قرار داشت.

اعضای این نسل اگر وارد بدنه می‌شدند صرفاً تکنوکرات‌هایی فردی بودند و نه نمایندهٔ یک طبقه یا حضور منسجم نسلی. کسانی هم که به‌دنبال کسب‌وکارهای شخصی رفتند زیر بار شوک‌ها و رانت رقبا له شدند و حاصل این انسداد، بحران بیکاری تحصیل‌کردگان به‌ویژه زنان و در نهایت آغاز موج مهاجرت گسترده و شکل‌گیری دیاسپورای جدید بود.

در ساحت قدرت و سیاست‌گذاری نیز نسلی که پیش از آن‌ها با تجربهٔ انقلاب و جنگ در ۲۰ یا ۳۰ سالگی تمام ارکان تصمیم‌گیری را در دست گرفته بود، هیچ‌گاه فضا را برای اثرگذاری دهه شصتی‌ها باز نکرد؛ با این توجیه که این نسل «هنوز جوان و در حال کسب تجربه است»! دهه شصتی‌ها عملاً تریبونی برای بازگویی ایده‌های نسل‌های پیشین باقی ماندند. همین انسداد موجب شد تا پس از سرخوردگی‌های پی‌درپیِ، ۸۴ و ناامیدی فزایندهٔ ۸۸، بسیاری از آن‌ها از عرصهٔ عمومی فاصله بگیرند و به حوزه‌های فردی، اقتصادی و فضای آرام خانواده پناه ببرند.

در واقع، دهه شصتی‌ها پرورش‌دهنده و تربیت‌کنندهٔ «نسل زد و آلفا» شدند و آن‌چه در تحولات پاییز ۱۴۰۱ بروز یافت، جلوه‌ای از همین سبک تربیتی و زیست متفاوتی بود که آن‌ها برای فرزندانشان رقم زدند. چیزی که «زن، زندگی، آزادی» را آفرید و آثارش تا همین امروز از جامعه ایران پاک شدنی نیست. (امروز ۲۵ شهریور چهارمین سالگرد مهساست!)

این نسل نه به قاعده نسلی که به شیوه فردی توفیقات فراوانی در علم و تحصیل و … داشته‌اند. امروزه بسیاری را از این نسل می‌توان شناخت و بر تمایز و مهارتهایش اذعان کرد. امروز، بزرگ‌ترین هشدار پیشِ روی ما آیندهٔ این نسل در افق ۱۴۳۰ و بحران پیری است.

نسلی که تمام جوانی‌اش را زیر بار تورم، نوسانات ارزی و جهش مسکن دویده، هرگز نتوانسته اندوخته و پس‌انداز پایداری شکل دهد. با توجه به ضعف صندوق‌های بازنشستگی و شکنندگی ساختارهای حمایتی، بیم آن می‌رود که بزرگ‌ترین نسل تاریخ معاصر در دوران سالمندی به وابستگی معیشتی مضاعف دچار شود؛ نسلی که قربانیِ ساختاری شد که هیچ‌گاه متناسب با گستره و توانش برای او امکان رشد و ثبات فراهم نکرد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2275940

  • نسل بی‌پناه: از کمیابی جوانی تا بیمِ سالمندی

    نسل بی‌پناه: از کمیابی جوانی تا بیمِ سالمندی

  • منوچهر انوار؛ کیمیاگری که قدرت کودکان را از همه بهتر فهمید/ میراث پنهان فرزانه زبان‌اندیش؛ زبان کودکان به مثابه ریشه توسعه

    منوچهر انوار؛ کیمیاگری که قدرت کودکان را از همه بهتر فهمید/ میراث پنهان فرزانه زبان‌اندیش؛ زبان کودکان به مثابه ریشه توسعه

  • از داده تا تصمیم؛ اصول اخلاقی، تفسیر و کاربست نتایج نظرسنجی‌ها/ خطای استنباط در کمین داده‌ها؛ وقتی درصدها به روایت‌های کاذب تبدیل می‌شوند

    از داده تا تصمیم؛ اصول اخلاقی، تفسیر و کاربست نتایج نظرسنجی‌ها/ خطای استنباط در کمین داده‌ها؛ وقتی درصدها به روایت‌های کاذب تبدیل می‌شوند

  • فراخوان مقاله هفدهمین جشنواره بین المللی فارابی

    فراخوان مقاله هفدهمین جشنواره بین المللی فارابی

  • اخلاق اجتماعی در اندیشه مصباح یزدی و مصطفی ملکیان/ فصلنامه «اخلاق و جامعه منتشر شد

    اخلاق اجتماعی در اندیشه مصباح یزدی و مصطفی ملکیان/ فصلنامه «اخلاق و جامعه منتشر شد

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha