چرا زندگی برای بعضی انسانها پر از رنج، بیماری و گرفتاری است، اما عدهای دیگر در رفاه و آرامش به سر میبرند؟ آیا هر سختی نشانه خشم خداوند و هر نعمت نشانه رضایت اوست؟ آموزههای قرآن و روایات نشان میدهد که ماجرا پیچیدهتر از این برداشت ساده است؛ گاهی یک بلا میتواند آزمونی برای ایمان، عاملی برای رشد و ترفیع مقام یا حتی کفاره گناهان باشد و در مقابل، فراوانی نعمت نیز همیشه نشانه لطف الهی نیست و ممکن است در برخی موارد زمینهای برای دوری بیشتر انسان از خداوند باشد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیش از هر چیز باید توجه داشت که سختیها، گرفتاریها و رنجهایی که گاهی در زندگی برخی انسانها پدید میآید، الزاماً به معنای عذاب الهی یا مجازاتی برای پاک شدن از گناهان نیست. همانگونه که برخورداری از رفاه، آسایش و نعمتهای فراوان نیز لزوماً به این معنا نیست که فرد در آخرت گرفتار عذاب خواهد شد.
سختیها و خوشیهای زندگی، هر یک میتوانند دلایل و حکمتهای گوناگونی داشته باشند که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
۱. آزمایش و امتحان الهی
آزمایش الهی یکی از سنتهای قطعی خداوند است. امتحان الهی برای آن است که نیتها، استعدادها و صفات درونی انسان آشکار و بالفعل شود.(1)
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ(2)
«آیا مردم گمان کردهاند همین که گفتند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟»
این آیه نشان میدهد که آزمایش الهی امری حتمی است و انسان نمیتواند انتظار داشته باشد بدون امتحان و آزمون در مسیر زندگی حرکت کند. خداوند در آیهای دیگر، برخی از زمینههای این آزمایش را چنین بیان میکند:
وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَموَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ(3)
«و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش اموال و جانها و محصولات میآزماییم.»
بنابراین، از نگاه قرآن، مؤمنان و حتی انسانها در این دنیای مادی با انواع آزمایشها روبهرو میشوند. از این رو، درست نیست هر سختی و گرفتاری را به معنای عذاب الهی بدانیم.
امام علی ـ علیهالسلام ـ میفرماید:
«بلا و گرفتاری مجازات ظالم است و امتحان برای مؤمن و برای انبیاء رتبه و مقام و برای اولیاء کرامت است.»(4)
۲. افزایش مقام و جایگاه انسان
از برخی آیات و روایات چنین استفاده میشود که بلاها و دشواریها، در مواردی، میتوانند از الطاف الهی باشند؛ زیرا همین مشکلات زمینه رشد معنوی انسان و رسیدن او به درجات بالاتر را فراهم میکنند.
امام صادق ـ علیهالسلام ـ میفرماید:
«و انّه لیکون للعبد منزلة عند الله فما ینالها الا باحدی خصلتین امّا بذهاب ماله او ببلیتة فی جسده»
«همانا برای بنده نزد خداوند جایگاهی وجود دارد که جز با یکی از دو راه به آن نمیرسد؛ یا با از دست دادن مالش و یا با گرفتاری و بیماری در بدنش.»(5)
عبدالله بن یعفور در حضور امام صادق ـ علیهالسلام ـ از مشکلات و مصائبی که برایش پیش آمده بود سخن گفت. امام صادق ـ علیهالسلام ـ در پاسخ فرمود:
«ای عبدالله، اگر مؤمن میدانست در برابر مصیبت چه پاداشی دارد، هر آینه آرزو میکرد که با مقراض تکهتکه شود.»(6)
بنابراین، از این روایات میتوان دریافت که برخی سختیها و مشکلات، برخلاف ظاهر دشوارشان، میتوانند زمینهای برای خیر و رشد انسان باشند. انسان مؤمن ممکن است از طریق همین دشواریها به درجات و مقامات بالاتری دست پیدا کند.
۳. بلا میتواند نشانه محبت خداوند باشد
در برخی روایات آمده است که گرفتاری و ابتلا، در مواردی، میتواند نشانه محبت خداوند نسبت به بنده باشد.
امام صادق ـ علیهالسلام ـ میفرماید:
«راستی اجر و پاداش بزرگ برای بلا و گرفتاری بزرگ است و خداوند مردمی را دوست نمیدارد، مگر اینکه آنان را گرفتار سازد.»(7)
همچنین از امام صادق ـ علیهالسلام ـ نقل شده است:
«إنّ الله احبّ عبدا غثّه بالبلاء غثا»
«همانا خداوند هنگامی که بندهای را دوست بدارد، او را به شدت در گرداب بلا فرو میبرد.»
زندگی حضرت ایوب ـ علیهالسلام ـ و همچنین پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه و آله و سلم ـ و ائمه معصومین ـ علیهمالسلام ـ نمونههایی هستند که نشان میدهند گرفتاری و ابتلا همیشه نشانه دوری از خداوند و عذاب الهی نیست؛ بلکه در مواردی میتواند با مقام و محبوبیت انسان نزد خداوند ارتباط داشته باشد.
چنانکه گفتهاند:
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بیشترش میدهند
۴. گرفتاریها میتوانند کفاره گناهان باشند
یکی دیگر از عواملی که برای برخی مصائب و مشکلات بیان شده، جبران و کفاره گناهان است.
گاهی انسان مرتکب خطایی میشود و پس از آن با مشکلی روبهرو میشود و آن گرفتاری سبب میشود گناه او مورد بخشش قرار گیرد. از این منظر نیز چنین سختیای میتواند نوعی رحمت و عنایت الهی باشد، نه صرفاً عذاب.
امام صادق ـ علیهالسلام ـ میفرماید:
«راستی مؤمن خواب پریشان ببیند و هراس کشد و خدا برای آن، گناهش را بیامرزد و بدنش رنج کار بیند، خدا گناهش را بیامرزد.»(8)
همچنین امام صادق ـ علیهالسلام ـ میفرماید:
«رگی نلرزد و پایی برنخورد و سری درد نگیرد و بیماری نیاید، جز برای گناهی؛ و این است مقصود از گفتار خداوند عزوجل: و آنچه مصیبت به شما رسد، برای آن است که خود به دست آوردید و خدا بسیاری را هم گذشت میکند.»(9)
سپس فرمود:
«آنچه از آن گذشت میکند بیشتر است از آنچه مؤاخذه میکند.»(10)
قرآن کریم نیز میفرماید:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِن کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ(11)
«و چنانچه مردم شهرها همه ایمان آورده و پرهیزکار میشدند، همانا ما برکاتی از آسمان و زمین بر روی آنان میگشودیم؛ ولی آیات و پیامبران ما را تکذیب کردند، پس ما نیز آنان را به کیفر کردار زشتشان رساندیم.»
بر اساس مجموعهای از آیات و روایات، میان اعمال انسان و برخی بلاها و شرور طبیعی و اجتماعی میتواند ارتباطی حقیقی وجود داشته باشد.(12)
بنابراین، بخشی از مصائب، بیبرکتیها، از دست رفتن اموال و مشکلات زندگی ممکن است در نتیجه بیتقوایی و فاصله گرفتن انسان از خداوند پدید آمده باشد.
۵. فراوانی نعمت همیشه نشانه نزدیکی به خداوند نیست
در مقابل سختی و گرفتاری، برخورداری فراوان از نعمت نیز همیشه به معنای لطف ویژه خداوند نیست.
گاهی انسان از خداوند فاصله میگیرد، به عبادت و بندگی بیاعتنا میشود و در مسیر گناه و عصیان قرار میگیرد. در چنین شرایطی ممکن است به جای اینکه فوراً گرفتار شود، همچنان از امکانات و نعمتهای دنیا برخوردار باشد و همین نعمتها زمینه دوری بیشتر او از خداوند را فراهم کنند.
قرآن کریم درباره چنین افرادی میفرماید:
وَلاَ تُعْجِبْک أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کافِرُونَ(13)
«مبادا اموال و اولادشان تو را به شگفت آورد؛ خدا میخواهد به وسیله آنها در دنیا عذابشان کند و جانشان برآید، در حالی که کافر باشند.»
این آیه به این حقیقت اشاره دارد که امکانات اقتصادی و نیروهای انسانی، اگر در اختیار افراد ناصالح قرار گیرد، لزوماً موجب سعادت آنان نخواهد شد؛ بلکه چهبسا همین امکانات برایشان به دردسر و وسیله بدبختی تبدیل شود. زیرا چنین افرادی نه اموال خود را در جای مناسب مصرف میکنند تا از آن بهرهای مفید و سازنده ببرند و نه لزوماً فرزندانی صالح، مؤمن و شایسته تربیت میکنند.(14)
نتیجهگیری
با توجه به مطالبی که بیان شد، روشن میشود که فراوانی سختی و گرفتاری در زندگی یک انسان را نمیتوان بهتنهایی نشانه خشم یا عذاب الهی دانست. همانطور که رفاه، ثروت و آسایش فراوان نیز به خودی خود نشانه رضایت خداوند نیست.
گاهی خداوند برای برخی بندگان مؤمن، مشکلاتی قرار میدهد تا آنان را آزمایش کند، زمینه رشد و تعالی آنان را فراهم سازد، مقامشان را افزایش دهد یا گناهانشان را ببخشد.
در مقابل، ممکن است خداوند به فردی که در مسیر گناه و عصیان قرار گرفته، فرصت و امکانات فراوانی بدهد. اگر چنین انسانی به دلیل گناهان پیدرپی و دوری از خداوند، راههای بازگشت و هدایت را به روی خود بسته باشد، این فراوانی نعمت میتواند در چارچوب سنت «استدراج» معنا پیدا کند.
در واقع، در سنت استدراج، فرد گناهکار با وجود غرق شدن در گناه و نافرمانی، همچنان از مهلت و امکانات برخوردار میشود و همین شرایط میتواند او را به ادامه گناه سوق دهد. بنابراین، اگر شخصی در نعمتهای فراوان زندگی کند اما همزمان بر گناه و عصیان خود بیفزاید، این وضعیت میتواند نشانه فاصله گرفتن او از خداوند و رحمت الهی باشد.
البته نعمتهای دنیوی ممکن است برای برخی انسانهای گناهکار، پاداش اعمال نیک آنان در همین دنیا باشد تا در روز قیامت دیگر طلبی از خداوند نداشته باشند.
در مورد مشکلات و مصائب مؤمنان نیز، همانگونه که گفته شد، هر گرفتاری میتواند حکمت و دلیل خاص خود را داشته باشد؛ از جمله آزمایش الهی، افزایش مقام و منزلت، آمرزش گناهان و موارد دیگر.
بنابراین، اگر فردی در دنیا اهل ایمان و عمل صالح باشد، خداوند میتواند پاداش اعمال نیک او را هم در دنیا و هم در آخرت به او عطا کند. اما درباره اعمال نیک افراد غیرمؤمن، نهایت چیزی که میتوان درباره آن پذیرفت این است که چنین اعمالی ممکن است در تخفیف عذاب آنان اثر داشته باشد؛ زیرا اعمال نیک میتواند روح خودپرستی و عناد را در انسان ضعیف کند.(15)
پاورقیها:
1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج۱۹، ص۲۰۴.
2. عنکبوت: ۲.
3. بقره: ۱۵۵.
4. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۳۵، باب ۱۲.
5. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، انتشارات دفتر مطالعات تاریخ معارف اسلامی، ج۲، ص۸۱.
6. همان.
7. الکافی، همان، ج۵، ص۱۲۱.
8. همان.
9. شوری: ۳۰.
10. کلینی، همان، ج۵، ص۱۱۹ ـ ۱۲۱.
11. اعراف: ۹۶.
12. سبحانی، جعفر، المحاضرات فی الالهیات، انتشارات امام صادق(ع)، چاپ نهم، ص۱۷۸.
13. توبه: ۸۵.
14. تفسیر نمونه، همان، ج۸، ص۶۶.
15. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، شرکت چاپ و نشر بینالملل، چاپ بیست و یکم، ص۴۴۶.
منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات
کد مطلب 2279622
-
چرا بعضی آدمها سهم بیشتری از سختی دارند؟ پشت پرده بلاهای زندگی چیست؟
-
از گفتن تا گفتوگو؛ چرا زبان سنتی با نسل جدید فاصله گرفته است؟
-
ببینید| کلید حل مشکلات کشور در قرآن و اهلبیت(ع) است؛ راه دیگری جواب نداد
-
احکام شرعی | نماز فرزند در وطن مادر چه حکمی دارد؟