توسعه، بدون اصلاحات داخلی، بهرهوری، ثبات تصمیمگیری و حکمرانی پاسخگو، حتی با کاهش تنشهای خارجی نیز دشوار خواهد بود.راه ایران نه تسلیم است و نه تقابل بیپایان. مسئله این است که چگونه میتوانیم با حفظ استقلال و امنیت کشور، فرصتهای بیشتری برای تولید، پیشرفت علمی و بهبود زندگی مردم فراهم کنیم.استقلال زمانی ارزش خود را نشان میدهد که مردم در زندگی روزمره، نتیجه آن را در توانمندی کشور، کرامت انسانی و آیندهای امیدوارکنندهتر ببینند.
گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، می گوشد درس های ژاپن برای توسعه ایران مرور کند. او معتقد است که ژاپن علیرغم شکست سنگین از آمریکا در جنگ جهانی دوم، اما کماکان راه رشد و توسعه را بدون سلطه پذیری و ایجاد الگوی استقلال و پیشرفت نوین ادامه داده است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
ژاپن پس از شکست در جنگ جهانی دوم، با کشوری وارد همکاری شد که چند سال پیشتر با آن جنگیده بود. آمریکا به یکی از متحدان اصلی امنیتی ژاپن تبدیل شد؛ اما ژاپنیها مسیر بازسازی و توسعه صنعتی خود را نیز دنبال کردند. نتیجه، کشوری است که با وجود وابستگیهای امنیتی و محدودیتهای راهبردی، در اقتصاد، صنعت و فناوری جایگاهی مهم در جهان دارد.این تجربه یک پرسش جدی پیش روی ایران میگذارد: آیا تعامل با آمریکا الزاماً به معنای تسلیم است؟
در مقابل، آیا میتوان استقلال را صرفاً با فاصله گرفتن از آمریکا و تداوم تقابل با آن تعریف کرد؟ تجربه ژاپن پاسخ آمادهای برای همه مسائل ایران ندارد، اما پنج درس قابل تأمل پیش روی ما میگذارد.
۱- استقلال را باید در توان کشور سنجید، نه در صدای شعارها.کشوری که نتواند نیازهای اساسی خود را تأمین کند، برای تولید و فناوری به دیگران وابسته باشد و فرصتهای شغلی کافی برای مردمش فراهم نکند، در تصمیمگیری مستقل با محدودیت روبهرو خواهد شد؛ حتی اگر در سیاست خارجی مواضعی بسیار سختگیرانه داشته باشد.استقلال، پیش از آنکه در سخنرانیها دیده شود، باید در توان تولید، دانش، کیفیت حکمرانی و قدرت انتخاب کشور خود را نشان دهد. معیار نهایی این است که ایران تا چه اندازه میتواند درباره آینده خود تصمیم بگیرد و هزینه این تصمیمها را مدیریت کند.
۲- رابطه با آمریکا نه الزاماً تسلیم است و نه تضمینکننده استقلال.ژاپن با آمریکا همکاری امنیتی گستردهای دارد و در این رابطه با محدودیتهایی نیز روبهروست. بنابراین، نمیتوان آن را کشوری کاملاً مستقل از نفوذ واشنگتن دانست. بااینحال، این همکاری مانع از آن نشد که ژاپن به توسعه صنعتی، تقویت بنگاههای اقتصادی و گسترش توان علمی خود ادامه دهد.درس ژاپن، ستایش رابطه با آمریکا نیست؛ توجه به چگونگی مدیریت آن است. رابطه خارجی زمانی به سود یک کشور تمام میشود که منافع ملی، توازن قدرت، تعهدات متقابل و امکان تصمیمگیری مستقل در آن جدی گرفته شود.نه هر مذاکرهای نشانه ضعف است و نه هر تقابلی نشانه اقتدار. باید دید یک تصمیم چه دستاوردی برای کشور دارد و چه هزینهای بر مردم تحمیل میکند.
۳- سرمایه ملی را به قدرت اقتصادی و رفاه عمومی تبدیل کنیم.ژاپن از منابع طبیعی فراوان برخوردار نیست، اما در بازسازی اقتصادی، آموزش نیروی انسانی، ارتقای کیفیت تولید، فناوری و صادرات سرمایهگذاری کرد. پیشرفت این کشور البته حاصل یک عامل نبود؛ سیاستهای صنعتی، نهادهای اقتصادی، تلاش بنگاهها و شرایط بینالمللی نیز در آن نقش داشتند.ایران هم ظرفیتهای متفاوت خود را دارد: منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی توانمند و پیشینه علمی و فرهنگی. مسئله این است که چرا این ظرفیتها همیشه به همان اندازهای که انتظار میرود، به تولید رقابتپذیر، اشتغال پایدار و رفاه عمومی تبدیل نمیشوند.منابع طبیعی بهخودیخود ثروت پایدار نمیسازند. ارزش واقعی آنها زمانی آشکار میشود که به زیرساخت، فناوری، صنعت، فرصتهای شغلی و درآمد پایدار برای نسلهای آینده تبدیل شوند.
۴- توسعه بدون آموزش، قانون و اعتماد اجتماعی دوام نمیآورد.از تجربه ژاپن میتوان به اهمیت آموزش، مسئولیتپذیری سازمانی، توجه به کیفیت، کار گروهی و احترام به منافع عمومی پی برد. البته این ویژگیها را نباید به ذات یک ملت نسبت داد؛ آنچه اهمیت دارد، نهادها و سازوکارهایی است که چنین رفتارهایی را تقویت میکنند.در ایران نیز نمیتوان از پیشرفت سخن گفت، اما کیفیت آموزش را نادیده گرفت؛ نمیتوان انتظار بهرهوری داشت، اما شایستهسالاری و پاسخگویی را جدی نگرفت؛ و نمیتوان از مشارکت مردم گفت، اما اعتماد عمومی را کماهمیت شمرد.توسعه فقط با تصمیم دولتها اتفاق نمیافتد. مردم باید نتیجه تلاش خود را در کیفیت خدمات عمومی، فرصتهای برابرتر، امنیت اقتصادی و امکان ساختن آیندهای بهتر ببینند.
۵- رقابت را به فرصتی برای ساختن تبدیل کنیم.جهان امروز عرصه رقابت اقتصادی، فناورانه و سیاسی است. تهدیدهای واقعی را نمیتوان نادیده گرفت و هیچ کشوری نیز نباید دفاع از امنیت و منافع خود را کنار بگذارد. اما میان آمادگی برای مقابله با تهدید و گرفتار شدن در تقابلی فرساینده تفاوت وجود دارد.سیاست خارجی خردمندانه باید همزمان از بازدارندگی، دیپلماسی و فرصتهای همکاری استفاده کند. هرجا امکان کاهش تنش و تأمین منافع ملی وجود دارد، باید آن را سنجید؛ همانطور که در برابر تهدیدهای واقعی باید آمادگی و قدرت دفاعی داشت.هدف، کنار گذاشتن اختلافها به هر قیمت نیست. هدف این است که اختلاف سیاسی به مانعی دائمی برای توسعه کشور تبدیل نشود و هزینه تصمیمهای خارجی، فرصتهای اقتصادی و زندگی روزمره مردم را بیش از حد تحت فشار قرار ندهد.
سخن آخر؛
ایران را بسازیم، نه اینکه فقط از آن سخن بگوییم . ایران ژاپن نیست و قرار هم نیست نسخهای از آن باشد. تاریخ، موقعیت منطقهای، منابع و شرایط سیاسی دو کشور تفاوتهای مهمی دارند. آنچه میتوان از ژاپن آموخت، نه تقلید از انتخابهای آن، بلکه توجه به یک اصل است: قدرت ملی به توانایی کشور در ساختن، آموختن، تولید کردن و مدیریت هوشمندانه روابط خارجی وابسته است.تعامل سازنده با آمریکا، اگر بر پایه منافع ملی، احترام متقابل، تعهدات قابل ارزیابی و تضمینهای عملی شکل بگیرد، میتواند یکی از ابزارهای تقویت اقتصاد و قدرت ملی ایران باشد.
البته هیچ توافقی بهتنهایی مشکلات کشور را حل نمیکند و هیچ قدرت خارجی نیز قرار نیست ایران را به جای ایرانیان بسازد.این بحث، خطاب به همه جریانهای سیاسی است؛ بهویژه کسانی که مذاکره را در هر شرایطی خیانت میدانند یا هرگونه رابطه خارجی را نشانه سلطه تلقی میکنند.آیا استقلال برای ما هدف است یا دشمنی، خود به هدف تبدیل شده است؟این پرسش را باید در برابر کسانی هم گذاشت که گمان میکنند گشایش در روابط خارجی بهتنهایی راه نجات اقتصاد ایران است.
توسعه، بدون اصلاحات داخلی، بهرهوری، ثبات تصمیمگیری و حکمرانی پاسخگو، حتی با کاهش تنشهای خارجی نیز دشوار خواهد بود.راه ایران نه تسلیم است و نه تقابل بیپایان. مسئله این است که چگونه میتوانیم با حفظ استقلال و امنیت کشور، فرصتهای بیشتری برای تولید، پیشرفت علمی و بهبود زندگی مردم فراهم کنیم.استقلال زمانی ارزش خود را نشان میدهد که مردم در زندگی روزمره، نتیجه آن را در توانمندی کشور، کرامت انسانی و آیندهای امیدوارکنندهتر ببینند.
۲۱۶۲۱۶
کد مطلب 2287001
-
نشست «دانشکشی (scholasticide)پژوهش و تدریس در سایه نسلکشی اسرائیل، تجربیاتی از دانشگاه شیکاگو»
-
ژاپن؛ زیر سلطه آمریکا یا الگوی استقلال و پیشرفت؟
-
تهدید به مرگ ۹۰ میلیون ایرانی و روایت استاد هاروارد از «ننگ تاریخی» ترامپ/ «دستور زبان جنایت»؛ فروپاشی هنجارهای فراملی